|
مقالات موجود |
||||||||
|
تجزيه و تحليل فرصت ها و چالش هاي استفاده از برنامه ريزي منابع سازماني(ERP)
|
||||||||
|
||||||||
|
Abstract Increasing and complexity of competitive in various business areas, causes that Manufacturer and service provider to have to use processes and new information technology in their organization. By this way they want to increase the quality and quantity of products and reduce the final product and service prices, and ultimately to achieve use satisfaction. By this means many of manufacturer and organizations trends is to use Enterprise resource planning software or Integrated Total Systems. Many pioneer manufacturer and service providers were success in applying this software, although some of them failed to deploy these systems in his organizations. In this paper we attempted to discuses about the tread and opportunity during implementation and deployment and demonstrate some factors related to success implantation and deployment this software in organizations. Keywords: Enterprise Resource Planning, Measurement, ERP opportunities and threats, ERP advantages and disadvantages. |
||||||||
|
چکيده افزايش و فشردگی رقابت در عرصه های مختلف کسب و کار، توليد کنندگان و ارايه دهندگان خدمات را ناچار ساخته با بگارگيری روش ها و استفاده از فناوري های نوين، از يکطرف به افزايش کيفيت و کميت و از طرفی به کاهش قيمت و زمان عرضه بپردازند و در نهايت حداكثر رضايت مشتريان در بازار را بدست آورند. به همين منظور بسياري از سازمان ها و توليدكنندگان گرايش بسياري براي بكارگيري نرم افزارهاي برنامه ريزي منابع سازماني و يا سيستم هاي جامع و يكپارچه پيدا نموده اند. در اين راستا سازمان هاي پيشرو در استفاده از اين فنآوري بعضاٌ موفق بوده اند در صورتي كه اكثر اين سازمان ها در استقرار چنين سيستم هايي با شكست مواجه شده اند. در اين مقاله سعی شده به تفصيل در مورد فرصت ها و تهديدات پياده سازی سيستم هاي برنامه ريزي منابع سازماني (ERP)و همچنين معيارهاي موفقيت و شكست پياده سازی اين سيستم ها پرداخته شود. واژه های کليدی: برنامه ريزی منابع سازمانی، اندازه گيری، فرصت ها و تهديدات ERP، مزيت و معايب ERP . مقدمه به منظور مديريت منابع سازماني، از 40 سال پيش تا کنون سيستم های گوناگونی بکار گرفته شده است. در ابتدا سيستم های برنامه ريزي احتياجات مواد((MRP با تکيه بر درخت سياهه مواد(BOM) براي برنامه ريزی و سفارش مواد ارايه و مورد استفاده قرار گرفتند، اما در دهه 1980 به دليل پوشش ندادن ساير منابع کنار گذاشته شدند. پس از آن سيستم برنامه ريزي منابع مواد(MRPII) که قادر به مديريت اکثر منابع سيستم بود جايگزين آنها شد. اما طی ساليان و با ظهور ابزارهای جديد اتوماسيون فرايند مديريت توليد، نتايج و تصميم گيری هاي MRPII ديگر پاسخگوی نيازهای جديد نبود و جای خود را به سيستم های برنامه ريزی جامع منابع سازمان ياERP داد. برنامه ريزی منابع سازمانی(ERP)، در عمل با هدف برنامه ريزی برای مديريت متمرکز منابع سازمانی پياده سازی می شود. تمام تلاش معماریERP، يکپارچه کردن کليه دپارتمان ها، بخش ها و عمليات سراسری يک سازمان و قرار دادن سيستم مديريت آن ها در يک کامپيوتر مرکزی ميباشد که قرار است به کليه نيازهای بخش های مختلف رسيدگی کند. در واقع هدفERP ترويج فرهنگ استفاده از بسته های نرم افزاری به جای نرم افزارها و سيستم های نوشته شده به طور اختصاصی برای مشتريان می باشد. پياده سازیERP در يک سازمان معمولا با دشواري های زيادی همراه است. برخی از اين دشواري ها عبارتند از: هزينه های زياد پياده سازی، ايجاد تغييرات اساسی در سيستم های قديمی و نياز به آموزش پرسنل برای کار با سيستم جديد و انتظار برای بازگشت سرمايه. ولی يک سيستم خوبERP همراه با يک راهبرد مناسب و کمی شکيبايی به پاداش های بزرگی برای مديران سازمان و پرسنل آن منجر می شود. هر شرکت پيش از معماری ERP نياز به مهندسی مجدد ساختار سازمانی خود و نقش هاي جاري در آن دارد، نقش ها بايد دوباره تعريف شوند و عمليات کليدی سازمان مجددا ساماندهی شوند. به همين دليل در ميان انواع سيستم های نرم افزاری در صنعت فنآوري اطلاعات، برنامه ريزي منابع سازماني(ERP) اصطلاحا زيربنای نرم افزاری ناميده می شود و بخش های متنوعی از فرايند کسب و کار همچون برنامه ريزی کالاها و فراورده ها، فروش، توليد کارخانه ای و خريد مواد خام را در برمی گيرد[1]. انتظارات سازمانی که به هنگام پياده سازیERP مطرح مي شوند، عبارتند از: ساده سازی ساختار سازمان، بهسازی فعاليت های سازمان، اصلاحات و تحول در کليه سطوح سازمان، دسترسی همزمان و سريع به اطلاعات مورد نياز، کارايی در مقياس بزرگ و کاهش هزينه ها[3]. به عنوان نمونه از مهمترين مزاياي پياده سازی اين سيستم را مي توان در يکپارچه سازی داده های سيستم، بهبود و سرعت پاسخگويی به مشتريان و ارتباط بموقع با عرضه کنندگان مواد دانست. فرصت هاي استفاده از ERP مزايايی که در پياده سازی سيستم ERP وجود دارد و اکثر شرکت ها و موسسات را به سمت پياده سازی اين سيستم جلب كرده است، عبارتند از[6] [7]:
در ادامه به تفصيل به بررسی هريک از موارد فوق می پردازيم.
قبل از انتخاب سيستمERP يک موسسه ممکن است تعداد زيادی سيستم های قديمی در حال اجرا داشته باشد. حذف سيستم هايی با هزينه بالای نگهداری و پياده سازی يک سيستم يکپارچه و بروز برای موسسه می تواند باعث پيشرفت سازمان و پيدايش شرايط رقابتی شود.
ده های عملياتی کاملی به منظور افزايش توان تصميم گيران در نشان دادن عکس العمل به تغييرات وجود دارد. داده ها به راحتی می توانند تجزيه و تحليل شوند تا عمليات تجاری سازمان را تنظيم کنند.
چالش هاي استفاده ازERP در پياده سازی سيستم ERP ممکن است با مشکلاتی مواجه شويم که نمونه ای از اين مشکلات به شرح زير می باشد[8]:
در ادامه بحث در مورد چالش هاي استفاده از سيستم هاييERP خواهيم پرداخت و در مورد هريك از موارد فوق دلايل خود را ارايه مي دهيم.
کوشش و تلاش برای پياده سازی بيش از آن چيزی است که تا به حال درمورد آن صحبت شده يا حتی تصور شده است. هنوز هيچ سازمانی شناسايی نشده که توانسته باشد زودتر از برنامه ريزی صورت گرفته و با هزينه ای کمتر از بودجه تعيين شده چنين سيستمی را پياده سازی کند.
سيستمERP به خاطر غنا در کارآيی اصطلاح «اسباب بازی» پيدا می کند، چرا که استفاده کنندگان متوجه می شوند که سيستم جوابگوی تمامی نيازهای آن ها می باشد و ناگهان تمايل به استفاده از کل سيستم را پيدا می کنند و اين موضوع گاهي باعث عدول از حد و مرزهاي تعيين شده غير قابل کنترل گردد.
کلمه يکپارچه درERP بدين معنی است که هر آنچه در يک ناحيه اتفاق بيفتد يک تاثير موجی شکلی در نواحی ديگر می گذارد. فهم اثرات فعاليت های يک ناحيه در نواحی ديگر در يک سازمان، چيزی نيست که در طول يک شب اتفاق بيفتد، بنابراين آموزش افراد برای کار با سيستم جديد نبايد تنها روی اين مساله که من چگونه کارم را انجام می دهم، متمرکز شود، بلکه بايد روی اين موضوع که تاثير کار من روی نواحی ديگر چه می باشد نيز توجه داشت که اين کار بسيار سخت است[5].
پياده سازی سيستم هایERP به از بين بردن حد و مرز بودجه ها معروف است. بسياری از پياده سازی ها در حدود دهها ميليون دلار خرج برداشته اند و به طور متوسط در حدود ٢٥ درصد هزينه اضافه بر بودجه تعيين شده دربر داشته است[6]. بسياری از هزينه های پنهان، در نتيجه از بين رفتن برنامه ريزی بودجه بوجود آمده است. هزينه های پنهانی در فرآيند استقرار سيستمERP عبارتند از :
سازمان ها نه تنها يک سيستم جديدERP را انتخاب می کنند بلکه يک ارتباط و همکاری طولانی مدت را با يک فروشنده نيز انتخاب می کنند. کارکردن با يک فروشنده سيستم، ريسک های زيادی همچون توسعه کند محصول، امکان ورشکستگی فروشنده و يا کمبود عکس العمل در برابر نيازهای سازمان دارد. البته بايد توجه داشت كه اجتناب از اين ريسك ها تا حد زيادي بستگي به تعامل با قروشنده و شرايط اجراي پروژه دارد.
سيستم هایERP حجم زيادی از اطلاعات را که توسط مديريت ارشد تا کارکنان خطوط نظارت مورد استفاده قرار می گيرد، جمع آوری می کنند. امنيت دسترسی به اطلاعات و اين که چه کسی تا چه سطحی امکان دسترسی به اطلاعات را داراست، از موضوعات قابل توجه در اين سيستم ها می باشد[4].
برای اينکه يک موسسه در کار باERP موفق شود بايد فرهنگ همکاری خود را تغيير دهد و اين موضوعی نيست که در کوتاه مدت قابل انجام باشد. براي اين كار نياز به برنامه ريزي و آموزش نيروي انساني در دراز مدت خواهد بود.
قبل از پياده سازی سيستم ERP بايد افراد سازمان را با مسايلی از قبيل تغييرات مديريتی آماده کرد، چرا که اگر سيستمی به افراد يک شرکت تحميل شود به طوری که آنان نسبت به آن احساس مالکيت کمتری داشته باشند، افراد، آن سيستم را يا غرق می کنند و يا از دستيابی آن به ميزان سود دهی مورد انتظار جلوگيری می کنند.
علاوه بر موارد ذکر شده شرکت های عرضه کنندهERP خود نيز با مشکلاتی روبرو بوده اند که اين مشکلات می تواند در پياده سازی بروز كرده و بر خدمات رسانی اين شرکت ها تاثير نامطلوبی داشته باشد. فهرستی از اين مشکلات به شرح زير است:
عوامل حياتی در پياده سازی موفق ERP
حمايت مديريت سطوح بالا در طول دوره پياده سازی الزامي و حياتي است. پروژه بايد از طرف مديران ارشد سازمان تاييد شده و با استراتژی ها و اهداف تجاری همسو شود. مديريت ارشد بايد به طور عمومی و شفاف پروژه را به عنوان وظيفه ای با اولويت بالا براي تمام كاركنان سازمان معرفی کند.
در طول چرخه حيات ERP يک نقشه و چشم انداز شفافي برای تغيير جهت پروژه مورد نياز است. داشتن يک برنامه تجاری که مرز و محدوده استراتژی های ارايه شده و مزايا، منابع، هزينه ها، ريسک ها و محدوده زمانی را مشخص کند، بسيار حياتی و الزامي است. اين كار باعث تمرکز افراد بر مزايای کار می شود. بايد مدل واضح و روشني وجود داشته باشد تا مشخص کند سازمان در پشت تلاش های پياده سازی چگونه بايد عمل کند. برنامه تجاری، کار را ساده کرده و روی آن اجراي پروژه تاثير می گذارد.
در چرخه حياتERP کار گروهی و تيمی بسيار مهم است. تيمERP بايد متشکل از بهترين افراد در سازمان باشد. اعضاي تيم بايد تركيبي از افراد و پرسنل داخلی و مشاورانی باشد که بتوانند توانايي های فنی را برای طراحی و پياده سازی گسترش دهند. هر دو تجربه تجاری و فنی برای موفقيت موثر مي باشند. پروژهERP بايد بالاترين و تنهاترين دغدغه اعضاي تيم باشد و حجم کاری آنها به گونه ای باشد که از عهده انجام آن برآيند. تا آنجا که ممکن است اعضای تيم بايد در يکجا و با امکانات کافی برای کارايی بيشتر با هم کار کنند.
زماني تصميم به اجراي استقرار سيستم ERP بگيريد كه سازمان شما آمادگي پذيرش تغييرات بنيادي و اساسي را داشته باشد. براي اين كار بايد ضمن انتخاب افراد مستعد و دادن آموزش هاي لازم، آنان را با اهداف و استراتژي هاي مورد انتظار آشنا نماييد. اجراي پروژه ERP مستلزم ايجاد تغييرات اساسي در فرايندها است كه اين امر با همكاري اين افراد و مشاوران امكان پذير است به شرط آنكه مديريت ارشد سازمان همواره حمامي و پشتيبان آن باشد.
ارتباطات موثر نيز در پياده سازیERP بسيار حياتی هستند. انتظارات بايد در هر سطحی اعلام شوند، ورودي های کاربر بايد برای تامين نيازها، درخواست ها، عکس العمل ها و تاييديه ها مديريت شوند و پرسنل بايد پيشاپيش، از حوزه، اهداف، فعاليت ها و بهنگام سازي ها و تغييراتی که پيش خواهد آمد آگاهی يابند.
آخرين عامل موفقيت در پياده سازيERP، نظارت و ارزيابی پروژه استقرارERP است. كنترل و رديابي اهداف به منظور دستيابي به آن ها مهم هستند. ميزان دستيابی به اهداف و برنامه بايد در مقايسه با اهداف پيش بيني شده پروژه اندازه گيری شوند. پيشرفت پروژه بايد به طور فعال و بر اساس اهداف تعيين شده نظارت و كنترل شود. مديريت پروژه بايد مجموعه ای از معيارهايی را تعريف و مستقر نمايد که در برابر تاريخ تکميل، هزينه و کيفيت، قابل اندازه گيری باشند. نظارت و بازخورد نتايج حاصل از اين كنترل شامل تبادل اطلاعات بين اعضای تيم پروژه و تحليل بازخورهای کاربر می شود[2][8]. نتيجه گيری اجراي موفقERP مستلزم داشتن برنامه و استراتژي به همراه فرهنگ سازي و پذيرش تغييرات در سازمان است. حمايت مديريت ارشد و تامين بودجه كافي و برنامه ريزي اصولي از عوامل اصلي پياده سازي موفقERP محسوب مي شود. کار گروهی و همکاری و تعاون در پياده سازیERP، بين پياده سازان، فروشنده گان و مشاوران عامل موثری در موفقيتERP است. اعتماد در همکاری متقابل بسيار مهم است که اين امر ضامن همکاری اعضای تيم به صورت مطلوب می باشد. در چنين صورتی پياده سازی و اجرای پروژهERP به بهترين نتيجه ممکن خواهد رسيد. با وجود مشکلاتی که در پياده سازی سيستم ERP وجود دارد، پياده سازی اين سيستم در سازمان هايی که بودجه کافی برای هزينه های آنرا دارند امری حياتی است. چرا که با پيشرفت سيستم های ارتباطی و اطلاعاتی، پاسخگويی سريع و رسيدگی به نيازهای مشتريان در اسرع وقت، بايد از اولين اهداف يک سازمان باشد. |
||||||||
|
منابع [1] مجله شبکه، خرداد1382- چکيده دو مقاله به قلم کريستوفر کوچ از cio.com و مک ويتی از نشريه Network Computing. [2] Fiona Fui-Hoon Nah, Janet Lee-Shang Lau, Kathryn M. Zuckweiler; “Critical Factors For Successful Implementation Of Enterprise Systems”, International Jpournal of human-Computer Interaction, 2003, Vol 16, No. 1; p. 5-22. [3] Palima Dembla, “Enterprise Resource Planning: Business Drivers And Critical Success Factors”, Doctoral Candidate, Folgelman College Of Business And Economics, University Of Memphis, Memphis, USA, 2000. [5] www.project.com [6] tein, david and Wong, “Critical Success Factor for Enterprise Resource Planning Projects”; Australian project Manager 24(1), P. 28-31, 2004. [7] Westerveld E., “The Project Excellence Model®: Linking Success Criteria and Critical Success Factors”; International Journal of Project Management, 21(6), P.411-418, 2003. [8] Barton Patricia ; “Enterprise Resource Planning, Factors Affecting Success and Failure”; Thesis of PhD., Harvard Business school, 2001. |
||||||||